دربه

(دُ بِ یا بَ) [ ع. دربه ]
۱- (مص م.) آزمودن، آزمایش کردن.
۲- (اِمص.) کار آزمودگی، خیرگی.
۳- خو گرفتگی.

    دربی

    (دِ) [ انگ. ] (اِ.)
    ۱- مسابقه اسب دوانی ویژه اسب‌های سه ساله.
    ۲- رقابت ورزشی همراه با تعصب بین دو تیم همشهری.

      درپی

      (دَ) (اِ.) پینه، وصله، تکه‌ای پارچه که بر پارگی جامه دوزند.

        درج

        (دَ رْ) [ ع. ] (مص م.) گنجاندن و داخل کردن مطلبی در کتاب یا هر نوشته دیگر.

          درج

          (دَ رْ) [ ع. ] (اِ.) نامه، طومار.

            درج

            (دُ رْ) [ ع. ] (اِ.) صندوقچه، جعبه‌ای کوچک برای نگهداری جواهر و زینت آلات و عطرها.

              درج

              (دَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ درجه.
              ۱- نردبان‌ها.
              ۲- پایه‌ها.
              ۳- مقام‌ها.

                درجه

                (دَ رَ جِ) [ ع. درجه ] (اِ.)
                ۱- پایه، رتبه.
                ۲- نردبان.
                ۳- حد و اندازه چیزی.
                ۴- مقام، منزلت.
                ۵- مرتبه نظامی.
                ۶- واحد اندازه گیری زاویه و کمان معادل ۱۳۶۰ یک دور کامل.
                ۷- بالاترین توان مجهول در هر معادله پس از تبدیل معادله به ساده ترین صورت.
                ۸- هر بخشی از ۳۶۰ بخشِ محیط دایره. ج. درجات.

                  پیمایش به بالا