(دَ. اَ) (اِمر.) افزاری که در دست گیرند و با آن کار کنند.
(~. اَ)(اِمر.)۱ – میوهای که با دست بفشارند و آبش را بگیرند. ۲- زر خالص.
(~. اَ) (ص فا.) در حال رقص و نشاط.
(دَ. اَ یِ) (اِمر.) نک دستنبو.
(~. اَ تَ) (مص م.) (عا.) ریشخند کردن، به تمسخر گرفتن.
(~. اَ) (ص فا.) رقص کننده، کسی که از فرط شادی دست افشانی میکند.
(~. اَ) (اِمر) ۱- ناهمواریهای خیابان. ۲- کنایه از: مشکل، گرفتاری.
(~. اَ)(حامص.) تعدی، تجاوز.
(دَ) (ص فا.) باسخاوت، بخشنده.
(~. تَ) (مص م.) رها کردن، دست برداشتن.