دس

(دَ یا دِ) (اِ.) دیس، نظیر، مانند.

    دسامبر

    (دِ مْ بْ) (اِ.) دوازدهمین ماه فرنگی مطابق آذر و دی.

      دست

      افشاندن (~. اَ دَ) (مص ل.)
      ۱- رقص و پایکوبی کردن.۲ – صرفنظر کردن، دست برداشتن.

        دست

        (دَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- عضوی از بدن انسان از شانه تا سر انگشتان.
        ۲- مسند.
        ۳- قاعده، روش.
        ۴- واحدی برای شمارش اقلامی مانند: لباس، فنجان.
        ۵- نوبت، دفعه.
        ۶- توانایی، قدرت.
        ۷- دسته، جناح، لشکر. ؛ ~ به بغل تعظیم کردن، کرنش نمودن. ؛ ~ُ پا چلفتی کنایه از: بی عرضه، نالایق، بی دست و پا. ؛ ~ از پا درازتر کنایه از: بی نصیب، ناموفق، ناکام. ؛~ از پا خطا نکردن کنایه از: هیچ کار ناشایستی نکردن. ؛ ~ به سیاه و سفید نزدن کنایه از: هیچ کاری نکردن. ؛~ داشتن دخالت داشتن. ؛~. ~ کردن طول دادن، بی مورد کش دادن. ؛~ کج دزد. ؛~ زدن الف – با دست لمس کردن. ب – اقدام کردن.

          پیمایش به بالا