دلباز

(دِ) (ص مر.)
۱- جای وسیع و باصفا.
۲- بلیغ، زبان آور.
۳- شبعده باز.

    دلبسته

    (~. بَ تِ) (ص مف.)
    ۱- عاشق، شیدا.
    ۲- گرفتار، ستمکش.

      دلپذیر

      (~. پَ)(ص مف.)
      ۱- مطبوع، پسندیده.
      ۲- مسلّم، یقین.

        دلتا

        (دِ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- حرف چهارم از الفبای یونانی به شکل ë.
        ۲- قطعه خاک جزیره مانندی به شکل مثلث در مصب رود که از مواد سیلابی و رسوبی تشکیل می‌شود.

          دلخوشکنک

          (دِ خُ کُ نَ) (اِمر.) آن چه که موقتاً مایه دلخوشی باشد ولی پایه و اساسی نداشته باشد.

            پیمایش به بالا