دیزی

(اِمر.) ظرف سفالین یا سنگی که در آن معمولاً آبگوشت پزند.

    دیس

    (اِ.) رنگ، لون.
    ۲- شبیه، نظیر.

      دیس

      پسوند شباهت و لیاقت: طاقدیس، تندیس.

        دیسک

        [ فر. ] (اِ.)
        ۱- هر نوع صفحه گرد و تخت آهنین.
        ۲- صفحه‌ای گرد و غضروفی در میان مهره‌ها که جابه جایی آن ایجاد درد می‌کند.
        ۳- نوعی صفحه گرد با وزنی حدود دو کیلوگرم که در ورزش پرتاب دیسک از آن استفاده می‌کنند.
        ۴- حافظه جانبی کامپیوتر برای نگه داری سیستم‌ها و برنامه‌ها یا داده‌ها.

          دیسکت

          (کِ) [ فر. ] (اِ.) صفحه‌ای از جنس پلاستیک با پوششی مغناطیسی برای ذخیره اطلاعات در کامپیوتر.

            دیشلمه

            (لَ مِ) [ تر. ] (ص مر.) چایی که شکر یا قند در آن حل نکرده باشند، قندپهلو.

              دیفتری

              (تِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری ای که در گلو پدید آید و حلق و حنجره و قصبه الریه را مبتلا کند.

                دیفرانسیل

                (یِ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- دستگاهی در اتومبیل که نیروی لازم را به چرخ‌ها منتقل می‌سازد.
                ۲- در ریاضی حاصل ضرب مشتق تابع در نمو متغیر مستقل. (فره).

                  پیمایش به بالا