دیهیم

(دِ) [ یو. ] (اِ.)
۱- تاج، کلاهِ زرنشان.
۲- نوعی از گل آذین مانند آذین خوشه‌ای که گل‌های آن در یک سطح قرار دارد.

    دیو

    [ په. ] (اِ.)
    ۱- موجودی خیالی شبیه به انسان، اما بسیار تنومند و زشت دارای شاخ و دُم.
    ۲- ابلیس، شیطان.

      دیوار

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- جداری از سنگ، چوب، آجر و غیره که اطراف خانه، زمین و باغ و غیره به جهت محصور کردن و حفاظت آن بنا می‌کنند.
      ۲- حایل میان دو چیز. ؛ ~ کسی کوتاه بودن کنایه از: زبون و ناتوان بودن. ؛ ~حاشا بلند بودن کنایه از: همه چیز را آسان انکار کردن.

        دیوان

        (اِ.)
        ۱- مجموعه اشعار یک شاعر (به صورت کتاب).
        ۲- وزارتخانه (در قدیم).
        ۳- دفتر محاسبه.
        ۴- دولت.
        ۵- اداره (قدیم).
        ۶- خزانه داری. ؛ ~ سیاه کردن کنایه از: گناه کردن.

          دیوانه

          (نِ یا نَ)
          ۱- (ص مر.) همچون دیو، مانند دیوان.
          ۲- بی عقل، بی خرد، مجنون. ؛~ء کسی بودن کنایه از: عاشق و بی قرار بودن کسی.

            پیمایش به بالا