رداس

(رَ دّ) [ ع. ] (ص فا.) مرد سنگ انداز.

    ردف

    (رِ دْ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- پیرو، تابع.
    ۲- ترک، کسی که پشت سرِ سوار می‌نشیند.
    ۳- هر الف و واو و یای ماقبل «روی» مانند شجاع، نفور، بغیر چنین قافیه‌ای را «مُردَف» خوانند.

      ردن

      (رُ) [ ع. ] (اِ.) بن آستین و تریز. ج. ادان.

        ردنگت

        (رِ دَ گُ) [ فر. ] (اِ.) قسمی جامه مردانه مانند پالتو، طویل تر و عریض تر از بالاپوش معمولی.

          رده

          (رَ دِ) (اِ.)
          ۱- صف، قطار، دسته.
          ۲- هر چیز که در یک راسته باشد.

            Scroll to Top