رسم

(~.) [ ع. ] (مص ل.) کشیدن شکل یا خطی روی کاغذ، نوشتن، خط کشیدن.

    رسماً

    (رَ مَ نْ) [ ع. ] (ق مر.) به طور رسمی، برابر با اصول و مقررات پذیرفته شده، در عمل. مق اسماً.

      رسمی

      (رَ)
      ۱- (ص.) معمول، متداول.
      ۲- (ق.) خشک، به صورت جدی و برابر با مقررات. مق خودمانی، دوستانه.

        رسن

        (رَ سَ) [ ع. ] (اِ.) ریسمان، طناب.

          رسوب

          (رُ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) ته نشین شدن، ته نشینی.
          ۲- (اِ.)دُرد، ته نشست.

            رسوخ

            (رُ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) ثابت و استوار شدن.
            ۲- (اِ.) نفوذ، رخنه.

              Scroll to Top