رقصیدن
(رَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) پای کوفتن، رقص کردن.
(رُ عِ یا عَ) [ ع. رقعه ] (اِ.)
۱- تکه، قطعه.
۲- پینه که به جامه دوزند، وصله.
۳- قطعه کاغذی که روی آن نویسند.
۴- نامه، مکتوب. ج. رقاع و رُقع.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.)
۱- کسی که پیشه اش رقم زدن و نشان کردن حروف و علامت است.
۲- حکاک.
۳- محاسب.
۴- نویسنده، کاتب.