رقاق

(رُ) [ ع. ]
۱- (ص.) نازک.
۲- (اِ.) نان لواش.

    رقایم

    (رَ یَ) [ ع. رقائم ] (اِ.) جِ رقیمه ؛ نامه‌ها.

      رقبا

      (رُ قَ) [ ع. رقباء ] (اِ.) جِ رقیب.

        رقبه

        (رَ قَ بِ) [ ع. رقبه ] (اِ.)
        ۱- گردن.
        ۲- بنده، غلام.
        ۳- مِلکی که به کسی سپرده می‌شودکه تا پایان عمر از آن بهره ببرد.

          رقبی

          (رُ با) [ ع. ] (اِ.) حق انتفاعی که به موجب عقدی از جانب مالک برای مدتی معین به شخصی داده شود.

            رقت

            (رِ قَّ) [ ع. رقه ] (اِمص.)
            ۱- نازکی.
            ۲- نرمی و لطافت.
            ۳- مهربانی.
            ۴- آبکی بودن.

              رقت انگیز

              (~. اَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) چیزی که ترحم و دلسوزی شخص را تحریک کند.

                رقت بار

                (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) برانگیزاننده ترحم و دلسوزی.

                  رقص

                  (رَ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.)جنبیدن.
                  ۲- حرکاتی موزون همراه آهنگ موسیقی اجرا کردن ؛ پای کوفتن.
                  ۳- (اِمص.) پایکوبی. ؛ خوش ~ی خوش خدمتی تا حد شتابزدگی چاپلوسانه.

                    Scroll to Top