رگبی

(رَ) [ انگ. ] (اِ.) = راگبی: فوتبال آمریکایی، نوعی ورزش که بین دو گروه پانزده نفره به همراه توپی بیضی شکل در می‌دانی به شکل مستطیل برگزار م ی شود.

    رگزن

    (رَ زَ) (ص فا.) = رگ زننده: آن که شغلش زدن رگ است ؛ فصاد.

      رگل

      (رِ گْ) [ فر. ] (اِ.) عادت ماهانه زنان.

        رگلاتور

        (رِ گْ تُ) [ فر. ] (اِ.) وسیله تنظیم کننده در انواع ماشین یا دستگاه.

          رگلاژ

          (رِ گْ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- تنظیم قطعات یک ماشین یا دستگاه.
          ۲- خط کش کاغذی.
          ۳- اندازه گرفتن مساحت بین دوربین و موضوع عکس به وسیله «تله متر».

            رگلمان

            (رِ لِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- تنظیم، ترتیب.
            ۲- دستور.
            ۳- آیین نامه.

              رگه

              (رَ گِ یا گَ) (اِمر.)
              ۱- هرچیز که مانند رگ باشد مانند: رگه دیوار، رگه قالی.
              ۲- رشته معدنی، قسمتی از تشکیلات و ترکیبات معدنی قابل استفاده که به صورت رگه‌ها و رشته‌هایی درون طبقات دیگر زمین قرار گرفته‌اند.

                رگو

                (رُ یا رِ) (اِ.)
                ۱- پارچه یا جامه کهنه.
                ۲- کرباس. رگوک، رگوه و رگوی نیز گویند.

                  رل

                  (رُ) [ فر. ] (اِ.)
                  ۱- وظیفه‌ای که بازیگر یا هنرپیشه بر عهده دارد.
                  ۲- وظیفه، عمل.
                  ۳- آلتی که راننده به وسیله آن ماشین را به هر طرف که بخواهد حرکت دهد، فرمان.

                    رله

                    (رِ لِ) [ فر. ] (اِ.)
                    ۱- دستگاه تقویت کننده امواج صوتی.
                    ۲- دستگاه تکرار کننده صوتی یا تصویری.
                    ۳- دستگاه تبدیل مدار الکتریکی.
                    ۴- تقویت امواج صوتی یا تصویری.

                      Scroll to Top