رم

(~.) (اِ.) گله چارپایان، رمه.

    رم

    (رِ) (اِ.) مخففِ ریم، چرک.

      رم

      (رَ یا رُ) (اِ.) گرداگرد دهان.

        رم

        (رِ مّ) [ ع. ]
        ۱- (اِ.) آب آورد.
        ۲- کاه ریزه‌هایی که بر زمین قرار گیرد.
        ۳- مغز استخوان.
        ۴- (اِمص.) تری، نمی‌.

          رم

          (~.) [ ع. ]
          ۱- (اِ.) چیز، شی ء.
          ۲- چاره، حیله.
          ۳- (مص م.) اصلاح کردن، نیکو کردن چیز.
          ۴- گرفتن ستور چوب‌ها را به دهان و خوردن.
          ۵- (مص ل.) پوسیده شدن استخوان، پوسیدن.

            رماح

            (رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رمح ؛ نیزه‌ها.

              رماد

              (رَ) [ ع. ] (اِ.) خاکستر. ج. اَرمِدَه.

                Scroll to Top