رمارم

(رَ رَ) (ق مر.)
۱- دسته دسته، گروه گروه.
۲- مقابل، برابر.
۳- پیاپی، پی در پی.

    رماس

    (رَ) (اِ.) مصطکی ؛ صمغی سفید رنگ و نرم و خوشبو، شیرین و چسبنده که از درختی در شام به دست می‌آید.

      رماک

      (رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ. رمکه ؛ مادیان‌ها.

        رمال

        (رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رمل.
        ۱- ریگ‌ها.
        ۲- ریگستان‌ها.

          رمام

          (رِ) [ ع. ] (اِ.)جِ رمه ؛ استخوان‌های پوسیده.

            رمان

            (رُ) [ فر. ] (اِ.) داستان، داستانِ بلند خیالی.

              رمانتیسم

              (رُ نْ) [ فر. ] (اِ.) نام نهضتی ادبی و هنری در اواخر قرن ۱۸ و ۱۹ م. که قواعد و سنت‌های کلاسیسم را مانع درک طبیعت، لذت بردن از آن و بیان آن می‌دانست، این مکتب به برتری احساسات و تخیل بر عقل باور داشت و معتقد بود که هنرمند باید بدون هیچ قیدی – هنر یا اجتماعی – به بیان احساسات خود بپردازد.

                Scroll to Top