روان پریشی

(~. پَ) (حامص.) برهم – خوردگی تعادل روانی که به سازمان شخصیت بیمار آسیب می‌رساند و به صورت نا راحتی، ناتوانی یا تعارض با فرهنگ و رفتار پذیرفته شده در جامعه بروز می‌کند، پسیکوز.

    روان پزشک

    (~. پِ زِ) (اِ.) پزشکی که در رشته روان پزشکی تخصص گرفته‌است.

      روان پزشکی

      (~. ~.) (حامص. اِ.) شاخه‌ای از پزشکی که به شناسایی و درمان بیماری‌های روانی می‌پردازد.

        روان درمانی

        (رَ. دَ) (حامص.) درمان بیماران بر مبنای تحلیل تعارض‌های موجود در روان آنان و تحلیل مسائل بیماران در ارتباط با دیگران.

          روان کاوی

          (~.) (حامص.) روشی در روان – شناسی و درمان بیماری‌های روانی که اساس آن کاوش در گذشته بیمار، روابط خانوادگی، عشق و رویاهای او برای یافتن علت بیماری است.

            روان نویس

            (~. نِ) (اِ.) نوعی قلم که مرکب آن در کارخانه پر شده‌است و نرم و راحت می‌نویسد.

              روانداز

              (اَ) (اِ.) آنچه که به هنگام خواب به روی خود اندازند.

                Scroll to Top