رواحل

(رَ حِ) [ ع. ] (اِ.) جِ راحله ؛ مرکبان.

    روادید

    (رَ) (اِمر.) امضاء یا عبارتی که نوشته‌ای را تأیید کرده و به آن اعتبار می‌بخشد.

      رواق

      (رِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- ایوان.
      ۲- پیشگاه خانه.
      ۳- سایبان.

        رواقی

        (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) پیرو مکتب رواقیان. (رواقیان گروهی بودند که حوزه درسشان در یکی از رواق‌های شهر آتن منعقد می‌شد).

          روال

          (رُ یا رِ) [ ع. ] (اِ.) آب دهان (ستور و غیره).

            روان

            (رَ)(ص فا.)
            ۱- رونده.
            ۲- جاری.
            ۳- در حال رفتن.

              Scroll to Top