ریس

(رِ) (اِ.) = ریش: شوربای غلیظی که بر بای شله پلو و کشک و امثال آن ریزند.

    ریسه

    رفتن (~. رَ تَ) (مص ل.) (عا.) از حال رفتن به سبب خنده بسیار.

      ریسه داران

      (~.)(اِ.)گیاهانی که از سلول‌های ساده تشکیل شده فاقد ریشه و برگ و ساقه می‌باشند.

        ریسوگراف

        (سُ گِ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجاری دستگاه تکثیر معمولاً انبوه که از روی یک نسخه اصلی بر روی کاغذ مخصوص تهیه می‌شود.

          Scroll to Top