ریمه

(مِ) (اِ.) چرک کنج چشم و میان مژگان.

    ریمیا

    [ معر. ] (اِ.) یکی از علوم خفیه و از علوم خمسه محتجبه قدما است ؛ علم شعبده.

      رین

      (رَ یا رِ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) چرک، ریم.
      ۲- زنگ.
      ۳- حجابی است بر دل که کشف آن جز به ایمان نبود و آن حجاب کفر و ضلالت است.
      ۳- (مص ل.) غالب شدن گناه بر دل.

        رینگ

        [ فر. ] (اِ.)
        ۱- میدان مسابقه مشت زنی که گرداگرد آن را طناب کشیده‌اند.
        ۲- حلقه چدنی که پیستون را روی سیلندر نگه می‌دارد و از ورود گاز به داخل کارتل یا روغن به داخل محفظه سیلندر جلوگیری می‌کند.
        ۳- حلقه فلزی چرخ خودرو که تایر روی آن نصب می‌شود.

          ریواس

          (اِ.) گیاهی است با ساقه سفید و برگ‌های بزرگ و پهن، مزه ترش دارد و دارای مقدار زیادی ویتامین C می‌باشد.

            ریواندر

            (دِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی برای عقب بردن نوار ویدئویی، برگردان. (فره).

              ریونجو

              (وَ) (اِ.) = رونجو. رونجه: موریانه. دیوک. ارضه.

                Scroll to Top