ریوه

(وِ) (اِ.)
۱- پشته، گریوه.
۲- مکر، حیله.

    ز

    (حر.) سیزدهمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۷ می‌باشد.

      زابرا

      (بِ) (ص.) = زابه راه. زاو را:
      ۱- گرفتار، دچار دردسر، درمانده.
      ۲- آواره.
      ۳- سرگردان، معطل.

        زابغر

        (غ) (اِ.) آن باشد که کسی دهان خود پر باد کند و دیگری چنان دستی بر آن زند که باد از دهان وی با صدا بجهد. زابگیر و زبغر و زبگر نیز گویند.

          زابل

          (بُ) (اِ.)
          ۱- گوشه‌ای است از موسیقی (در سه گاه، چهارگاه).
          ۲- نام شهری در استان سیستان و بلوچستان.

            Scroll to Top