زاغه نشین

(~. نِ) (ص مر.)
۱- ساکن زاغه.
۲- (کن.) بینوا، تهی دست.

    زاغوک

    (اِمر.) گلی که به جهت کمان گروهه گلوله کرده باشند؛ مهره کمان گروهه.

      زافه

      (فِ) (اِ.) گیاهی است شبیه به سیر کوهی که بوی ناخوشی دارد.

        Scroll to Top