زاغ زبان
(زَ) (ص مر.)
۱- کسی که نفرینش مؤثر باشد.
۲- کنایه از: قلم.
(غُ) (اِ.) (عا.)
۱- فرزندان خردسال و اقوام نزدیک کسی.
۲- شور و غوغا و آشوب.
۳- گریه و ناله.
(غِ) (اِ.)
۱- سوراخی که در کوه، تپه یا بیابان برای استراحت چهارپایان آماده کنند.
۲- کنایه از: چهاردیواری محقر و تنگ جهت زندگی فقرا.