زاغ و زوغ

(غُ) (اِ.) (عا.)
۱- فرزندان خردسال و اقوام نزدیک کسی.
۲- شور و غوغا و آشوب.
۳- گریه و ناله.

    زاغچه

    (چِ) (اِمصغ.) پرنده‌ای است از راسته کلاغ‌ها، کمی کوچک تر از کلاغ با پاهایی داراز و قوی.

      زاغر

      (غَ) (اِ.) چینه دان، ژاغر و جاغر هم گویند.

        زاغنول

        (اِمر.) آلتی است آهنی، سر کج و دسته دار که با آن زمین را بکنند.

          زاغه

          (غِ) (اِ.)
          ۱- سوراخی که در کوه، تپه یا بیابان برای استراحت چهارپایان آماده کنند.
          ۲- کنایه از: چهاردیواری محقر و تنگ جهت زندگی فقرا.

            Scroll to Top