زبان گنجشک

(~. گُ جِ) (اِمر.) درختی است وحشی با برگ‌های دندانه دار و گل‌های قرمز مایل به قهوه‌ای. برگ‌های این درخت مسهل است.

    زباندان

    (~.) (ص فا.)
    ۱- خوش بیان.
    ۲- آن که به جز زبان مادری خود یک یا چند زبان دیگر بداند.

      زبانه

      (زَ نِ) (اِ.)
      ۱- هر چیز که مانند زبان باشد.
      ۲- زبانه ترازو، زبانه قفل.

        Scroll to Top