زخرف

(زُ رُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- طلا، زر.
۲- نقش و نگار.

    زخم

    (زُ) [ ع. زهم ] (اِ.) (عا.) طعم و بویی که از سفیده تخم مرغ خام یا از گوشت خام هنگام پختن در آب برآید.

      زخم

      (زَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- خراش یا بریدگی هر بخشی از بدن.
      ۲- مجروح.
      ۳- ضربه. ؛ به ~ کاری زدن کنایه از: برای آن کار مورد بهره برداری قرار دادن.

        زخم آور

        (زَ خْ. وَ) (ص فا.) مطرب، کسی که بر ساز زَخمه می‌زند.

          Scroll to Top