زقوم

(زَ قُّ) [ ع. ] (اِ.) نامِ درختی است در جهنم که میوه‌های تلخ بار می‌آورد.

    زک

    (زَ) (اِ.) سخنی که از روی خشم در زیر لب گویند.

      زکات

      (زَ) [ ع. زکاه ] (اِ.)
      ۱- خلاصه چیزی.
      ۲- بخشی از مال که به مستمند و درویش دهند.

        زکام

        (زُ) [ ع. ] (اِ.) بیماری واگیردار که در اثر سرماخوردگی بوجود می‌آید که با آب ریزش و گرفتگی بینی همراه است.

          زکان

          (زَ) (ص فا.) کسی که از روی خشم یا دلتنگی با خود حرف بزند.

            Scroll to Top