اختلال

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) درهم و بر هم شدن کار، خلل پذیرفتن.
۲- (اِمص.) بی سروسامانی.

    اختناق

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) خفه شدن.
    ۲- (مص م.) خفه کردن.
    ۳- (اِمص.) خفگی.

      اخته

      (اَ تِ) [ تر. ] (ص. اِ.)انسان یا حیوانی که بیضه‌هایش را کشیده باشند، بی خایه. خواجه نیز گویند.

        اخته بیگ

        (~. بِ) [ تر. ] (اِمر.) کسی که اخته کردن حیوانات به دستور او است، اخته چی، میرآخور، رییس طویله و اصطبل.

          اخته کردن

          (~. کَ دَ) [ تر – فا. ] (مص م.)
          ۱- تخم کشیدن، خصی کردن.
          ۲- مدتی در برف یا ی خ نهادن گوشت خام تا ترد و نازک شود.

            اختیال

            ( اِ ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) تکبر کردن.
            ۲- خیال کردن.
            ۳- (اِمص.) گردنکشی، تبختر.

              پیمایش به بالا