ساده کردن

(~. کَ دَ) (مص م.)
۱- سهل کردن، آسان نمودن.
۲- پاک کردن، خالی کردن.
۳- اطلس کردن، ستردن نقش و نگار.
۴- ستردن موی، تراشیدن موی.
۵- چیزی را از چیزی جدا کردن مثلاً طلا را از نقره و عسل را از موم.

    سادیسم

    [ فر. ] (اِ.)
    ۱- شهوت رانی توأم با بی رحمی و شقاوت.
    ۲- جنون آزار دیگران، دگر آزاری (فره).

      سار

      (پس.)
      ۱- در آخر بعض کلماتِ مرکب به معنی «سر» آید: سبکسار.
      ۲- در آخر بعضی کلمات مرکب پسوند مکان است که بیشتر معنای کثرت و انبوهی را می‌رساند. چشمه – سار.
      ۳- از ادات تشبیه که معنای مانند و شبیه را می‌رساند: بادسار.

        Scroll to Top