ساق

[ ع. ] (اِ.)۱ – از زانو تا مچ پا.
۲- تنه درخت.
۳- پایین هرچیز.

    ساقدوش

    (قْ) [ تر – فا. ] (اِ.) کسی که شب عروسی دوش به دوش داماد حرکت می‌کند.

      ساقط

      (قِ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- فرودافتاده.
      ۲- فرومایه، ناکس.

        ساقه

        (قِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- اندامی از گیاه که برگ‌ها و جوانه‌ها و میوه‌ها روی آن قرار می‌گیرند.
        ۲- پایه، اساس.

          ساقه

          (قَ) [ ع. ساقه ] (اِ.) دنباله سپاه.

            ساقور

            [ ع. ] (اِ.)
            ۱- گرمی، حرارت.
            ۲- آهنی که با آن چارپایان را داغ کنند.
            ۳- نوعی زخم و جراحت.

              Scroll to Top