سامبا

[ فر. ] (اِ.) رقص پر شور و پرتحرک برگرفته از رقص محلی برزیل.

    سامک

    (مِ) [ ع. ] (ص.) مرتفع. (?(سامکات (مِ) [ ع. ] (اِ.)دو ستاره سماک رامح و سماک اعزل در صورت‌های فلکی عوّا و سُنبله.

      سامه

      (مَّ) [ ع. سامه ] (اِ.) خاصه، خاص ؛ مق. عامه.

        سامه

        (مِ) (اِ.)
        ۱- پیمان، عهد.
        ۲- سوگند.
        ۳- قرض، دین.
        ۴- پناه، پناهگاه.

          سامورایی

          [ فر. از ژاپنی. ] جنگجوی حرفه‌ای متعلق به طبقه آریستوکراسی نظامی در ژاپن قدیم.

            Scroll to Top