سبزه گلخن

(~. گُ خَ) (اِمر.)
۱- گیاهی که بر روی سرگین روید که آن را برای گرم کردن حمام جمع می‌کردند.
۲- مجازاً زن زیبا از خاندان پست.
۳- مال دنیا.

    سبزی

    (سَ)
    ۱- (حامص.) سبز بودن.
    ۲- طراوات، شادابی.
    ۳- (اِ.) گیاهی که خام یا پخته آن را می‌خورند. مانند: نعناع، ترخون، ریحان و جزو آن‌ها. ؛ ~خوردن هر یک از سبزی‌هایی که به صورت خام خورده می‌شود. ؛ ~ پاک کن ~کنایه از: متملق، چاپلوس.

      سبزینه

      (سَ نِ)۱ – (ص نسب.)منسوب به سبز، سبزرن گ، سبزگون.
      ۲- (اِمر.) ماده سبزرنگی که در حفره‌های گیاهان موجود است و موجب سبزی اندام‌های گیاهان می‌شود، کلرفیل، خضره الورق.

        سبط

        (س) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- نوه، فرزندزاده.
        ۲- قبیله. ج. اسباط.

          سبع الثمانی

          (سَ عُ لْ ثَ) [ ع. ] (اِ.) سوره فاتحه به دو دلیل:
          ۱- هفت آیه دارد و در هر نماز دوبار خوانده می‌شود.
          ۲- دوبار بر پیامبر (ص) نازل شده‌است.

            Scroll to Top