سبق

(سَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آن چه بر سر آن در مسابقه اسب دوانی و تیراندازی شرط بندند.
۲- مقداری از کتاب که در یک جلسه درس داده شود. ج. اسباق.

    سبق

    (سَ بْ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) سبقت گرفتن.
    ۲- (اِمص.) سبقت.

      سبق ورمایه

      (~. وَ یِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) شرط، پیمانی بین دو نفر برای مسابقه در اسب دوانی و تیراندازی.

        سبقت

        (س قَ) [ ازع. ] (مص ل.) پیشی گرفتن، تقدم جستن. (?(سبق دادن (~. دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) درس دادن.

          سبک

          (سَ بُ) [ په. ]
          ۱- (ص.) کم وزن.
          ۲- چست، چالاک.
          ۳- شخص بی وقار.۴ – مجرد.
          ۵- (ق.) زود، بی درنگ.
          ۶- سبکبال، بی غم.

            سبک

            (سَ بْ) [ ع. ]
            ۱- (اِ.) طرز، شیوه.
            ۲- روشی خاص که هنرمند ادراک و احساس خود را بیان می‌کند.
            ۳- (مص م.) فلز ذوب شده را در قالب ریختن.

              Scroll to Top