ستن آوند

(سُ تُ وَ) (اِمر.) = ستناوند. استوناوند. ستاوند. ستافند:
۱- بالا خانه‌ای که پیش آن مانند ایوان گشاده بود.
۲- بالاخانه.
۳- صفه بلندی که سقف آن را بر ستونی افراشته باشند.

    ستنبه

    (س تَ بِ) (ص.)
    ۱- تنومند، قوی هیکل.
    ۲- بد هیبت، ترسناک.

      سته

      (س تُ) (ص.) ستوه، خسته، درمانده.

        ستهنده

        (س تِ هَ دَ یا دِ) (ص فا.) ستیزه – کننده، جدال کننده.

          ستوان

          (سُ)
          ۱- (ص مر.) استوار محکم.
          ۲- امین.
          ۳- (اِ.) درجه‌ای است از درجات افسری.

            ستودان

            (سُ) [ په. ] (اِمر.) = استودان. استخوان دان:
            ۱- گورستان زردشتیان.
            ۲- چاهی در گورستان زردشتیان که استخوان مرده را پس از خورده شدن گوشت وی توسط لاشخوران در آن اندازند.

              Scroll to Top