(سُ دَ) (مص ل.) ۱- خسته شدن. ۲- افسرده گشتن. ۳- پریشان شدن.
(~.) (اِ.) زنی که خود را با شوهرش – که مرده باشد – در آتش اندازد و بسوزد.
(سَ) (اِ.) فولاد، آهن.
(سَ) [ ع. ] (ص.) کسی که عیب و خطای دیگری را میپوشاند.
(س تِ) (اِ.) استیر؛ یک چهارم من.
(س) (اِ.) ۱- جنگ. ۲- ناسازگاری، لجاجت. ۳- خشم. ۴- سرکشی، نافرمانی.
(~.) (ص فا.) ستیزه کار، جنگجو، سرکش، ناسازگار.
(~. گَ) (ص فا.) ستیزه گر، لجوج، متمرد.
(س زِ) [ په. ] (اِ.) نک ستیز.
(س دَ) (مص ل.) نک ستیهدن.