(س) ۱- (ص.) هر چیز راست و بلند ایستاده. ۲- (اِ.) بلندی سر کوه.
(س) (اِ.) زخم، چرک و خون.
(س دَ)(مص ل.)= ستهیدن: ۱- ستیزه کردن. ۲- نافرمانی کردن. ۳- لجاج کردن.
(سَ) (اِ.) روی، رخساره.
(س حَ) [ ع. سجاحه ] (مص ل.) ۱- خوش خو شدن. ۲- تابان شدن.
(سَ جّ) [ ع. ] (ص.) بسیار سجده کننده.
(سَ جّ دِ) [ ع. سجاده ] (اِ.) جانماز، پارچه یا فرشی که روی آن نماز گزارند.
(س) [ ع. ] (اِ.) پارچه باریکی که در حاشیه جامه دوزند.
(س) [ ع. ] (اِ.) جِ سَجْل ؛ دلو بزرگ.
(سَ) (اِ.) سرمای سخت.