سریال

(س) [ فر. ] (ص.) آن چه مجموعه‌ای را بسازد یا متعلق به مجموعه‌ای باشد، زنجیره (فره)، پشت سر هم، مسلسل، به صورت سری.

    سریان

    (سَ رَ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- هنگام شب رفتن.
    ۲- اثر کردن چیزی در چیزی.

      سریت

      (سَ یَّ) [ ع. سریه ] (اِ.) لشکری که پیغامبر (ص) شخصاً در آن حضور نداشت.

        سریت

        (سُ رِّ یَُ) [ ع. سریه ] (ص نسب. اِ.) کنیزی که برای جماع و تمتع باشد؛ ج. سراری.

          سریر

          (سَ) [ ع. ] (اِ.) تخت، تخت پادشاهی، اریکه.

            سریرت

            (سَ رَ) [ ع. سریره ] (اِ.)
            ۱- راز.
            ۲- باطن، نیت. ج. سرائر.

              سریری

              (سَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)۱ – منسوب به سریر.
              ۲- معالجات بالینی.

                سریش

                (س رِ) (اِ.) ریشه گیاهیست که آن را آرد می‌کنند و از خمیر آن ماده‌ای چسبناک به دست می‌آورند.

                  Scroll to Top