سروش

(سُ) [ په. ] (اِ.)
۱- فرشته.
۲- نام روز هفدهم از هر ماه شمسی.
۳- در آیین زردشتی، نماد فرمانبرداری از اهورامزدا که به امر حساب و کتاب در روز رستاخیز می‌پردازد.

    سروقت

    (سَ وَ) [ فا – ع. ] (اِ.)
    ۱- سراغ، پرسش، جستجو.
    ۲- جایگاه، مقام. ؛~کسی رفتن به سراغ وی رفتن.

      سرون

      (سُ یا سَ) (اِ.)
      ۱- شاخ جانوران.
      ۲- آنتن.

        سرویس

        (س) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- زمان کار.
        ۲- شستشو و تعمیر اتومبیل و ماشین‌های دیگر.
        ۳- اتومبیلی که در ساعات کا ر در خدمت یک فرد، یا مؤسسه یا سازمان باشد.
        ۴- مجموعه ظرف و امثال آن، سری.
        ۵- مؤسسه بزرگی که به یکی از امور اجتماعی یا سیاسی و… اختصاص دارد «سرویس خبری».
        ۶- (عا.) تنبیه.

          سری

          (س رُِ) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به سر؛ مخفی ؛ پوشیده.

            سری

            (س) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- سلسله، رشته.
            ۲- ردیف.

              Scroll to Top