سکن

(سَ کَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) جای گرفتن.
۲- آرمیدن.
۳- (اِ.) آن چه که به آن انس گیرند و آرامش پیدا کنند.

    سکن

    (سَ) [ ع. ] (اِ.) قوت، خورش ؛ ج. اَسکان.

      سکنات

      (سَ کِ) [ ع. ] (اِ.) سکون‌ها، استقامت‌ها. جِ سکنه.

        سکنج

        (سَ کَ یا س کُ) (اِ.)
        ۱- سرفه.
        ۲- خراش.
        ۳- گزندگی.

          سکنج

          (س کُ) [ = سه + کنج ] (ص.) لب و دهانی که دارای سه کنج باشد، لب شکری.

            سکندر

            (س کَ دَ) (اِ.) لغزیدن، به سر درآمدن.

              سکنگبین

              (س کَ گَ یا گُ) (اِمر.) = سکنجبین: شربتی که از سرکه و انگبین و شکر درست کنند.

                Scroll to Top