سلیل
(~.) [ ع. ] (اِ.)
۱- بچه، فرزند (آدمی و جانوران).
۲- شراب خالص.
۳- کوهان شتر.
۴- محل روان شدن آب در وادی.
۵- درخت تاک.
۶- مغز حرام، نخاع.
(~.) [ ع. ] (اِ.)
۱- بچه، فرزند (آدمی و جانوران).
۲- شراب خالص.
۳- کوهان شتر.
۴- محل روان شدن آب در وادی.
۵- درخت تاک.
۶- مغز حرام، نخاع.
(سُ لِ یا لَ) (ص نسب.)
۱- منسوب به سلیمان. نوعی شمشیر.
۲- گونهای سنگ آذرین. از خواص این سنگ آن است که بر اثر سایش و اصطکاک خاصیت فسفرسانس پیدا میکند و روشنی خاص نشان میدهد و چون سختی جالب توجهی دارد جزو سنگهای زمینی و احجار کریمه به شمار میرود؛ حجر سلیمانی، سنگ سلیمانی.
۳- گونهای از خرمای سفید است.
(سُ مّ) [ په. ]
۱- (ص فا.) سُنب ؛ در ترکیب با واژههای دیگر معنای «سوراخ – کننده» میدهد. مانند آهن سم.
۲- (اِ.) قسمت انتهایی دست یا پای چهارپایان.