سمج

(س مِ) [ ع. ] (ص.)
۱- زشت، ناپسند.
۲- بی حیا، پررو، ج. سماج.

    سمج

    (سُ مْ) (اِ.) = سمچ:
    ۱- نقب، راه زیر – زمینی.
    ۲- سرداب.
    ۳- زندان زیرزمینی.
    ۴- آغل گوسفندان در زیرزمین یا در کوه.

      سمچ گرفتن

      (~. گِ رِ تَ) (مص ل.)= سمج گرفتن: مشغول شدن افراد سپاهی به کندن سوراخ‌هایی در زیر قلعه دشمن.

        سمح

        (سَ مِ) [ ع. ] (ص.)۱ – بخشنده.
        ۲- آسان.

          سمح

          (سَ) [ ع. ] (ص.) جوانمرد، بخشنده.

            Scroll to Top