سمیر

(سَ) [ ع. ]
۱- (ص.) افسانه گو.
۲- (اِ.) زمانه، روزگار.

    سمیرا

    (سُ) [ ع. ] (ص.) مصغر سمراء. زن گندم گون.

      سمیع

      (سَ) [ ع. ] (ص.) شنوا. ج. سمعاء. (از اسماء خداوند).

        سمین

        (سَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- فربه، چاق.
        ۲- سخن استوار، عالی.

          سمینار

          (س) [ انگ. ] (اِ.)
          ۱- دسته‌ای از دانشجویان با تحصیلات عالی که زیر نظر یک استاد، در رشته‌ای خاص به تحقیق و ایراد سخنرانی می‌پردازند، درس گروهی (فره).
          ۲- محل گردهمایی محققین یک رشته.
          ۳- سلسله سخنرانی‌هایی درباره موضوعی معین که بیشتر جنبه آموزشی و تبادل اطلاعات دارد و منظور از برگزاری آن نیل به مصوبه قانونی نیست ؛ این سخنرانی‌ها هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی تشکیل می‌شود و تعداد شرکت کنندگان در آن محدود ا ست، هم اندیشی. (فره).

            سن

            (~.) [ فر. ] (اِ.) صحنه نمایش.

              سن

              (س) (اِ.) حشره‌ای است ریز با بال‌های کوچک و دهانی خرطومی شکل که آفت گندم است.

                سن

                (سَ) (اِ.) گیاهی است که بر درخت پیچد، عشقه، سرند، کشور.

                  سن

                  (س نُ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- دندان.
                  ۲- عُمر.

                    سنا

                    (سَ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی است از تیره پروانه واران (سبزی آساها) که دارای چند گونه‌است. برگ‌هایش متناوب و مرکب بدون برگچه انتهایی است. گل‌هایش زرد رنگ و میوه اش نیامک و محتوی چند دانه‌است. میوه و برگ مختلف سنا دوای تلخ مسهلی است که به صورت دم کرده یا پودر به کار می‌رود، عشرق.

                      Scroll to Top