سوء
[ ع. ] (اِ.)
۱- بدی، شر.
۲- زشتی.
(سَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- سیاهی.
۲- نوشته.
۳- رونوشت.
۴- شبح.
۵- سیاهی شهر که از دور دیده شود.
۶- در فارسی به معنای خواندن و نوشتن.
۷- معلومات، آگاهیهای علمی و ادبی. ؛ ~ کسی نم کشیدن کنایه از: سواد درستی نداشتن.
(سَ) [ په. ] (ص. اِ.)
۱- کسی که بر روی اسب و مانند آن نشیند و از جایی به جایی رود.
۲- (عا.) مسلط، چیره.