سهولت

(سُ لَ) [ ع. سهوله ]
۱- (مص ل.) آسان شدن.
۲- نرم شدن.
۳- (اِمص.) آسانی.
۴- نرمی.

    سهی

    (سَ) (ص.)
    ۱- راست، راست رسته.
    ۲- تازه.

      سهیل

      (سُ هَ) [ ع. ] (اِ.) بَرَک ؛ ستاره‌ای از قدر اول در نیم کره جنوبی آسمان در صورت فلکی «کشتی» یا «سفینه» که در آخر فصل گرما طلوع می‌کند و میوه‌ها در آن وقت می‌رسند، و چون در یمن کاملاً مشهود است، آن را سهیل یمن یا سهیل یمانی خوانند.

        سو

        [ په. ] (اِ.) جانب، طرف.

          Scroll to Top