سوط
(سَ) [ ع. ] (اِ.) تازیانه ؛ ج. اسواط.
(سُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دویدن اسب و شتر در پی هم.
۲- (مص م.) دواندن اسب و ریاضت دادن او جهت شرکت در مسابقه.
(سُ فِ سْ) [ ع. ] (ص نسب.) از فرقه سوفسطایی به معنی استاد، دانشور، زبردست و خردمند. جماعتی که در قرن ۵ و ۶ میلادی از اهل نظر در یونان پیدا شدند که جستجوی کشف حقیقت را ضروری نمیدانستند و پیروان و شاگردان خود را در فن جدل و مناظره ماهر میساختند و شیوه ایشان سفسطه نامیده شد.
(لُ) [ فر. ] (اِ. ص.) کسی که از پشت صحنه نمایش جمله و عبارتهای نمایشنامه را به هنرپیشگان یادآوری کند.