سوط

(سَ) [ ع. ] (اِ.) تازیانه ؛ ج. اسواط.

    سوغات

    (سَ یا سُ) [ تر. ] (اِ.)
    ۱- هدیه، تحفه.
    ۲- ره آورد.

      سوغان

      (سُ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) دویدن اسب و شتر در پی هم.
      ۲- (مص م.) دواندن اسب و ریاضت دادن او جهت شرکت در مسابقه.

        سوغه

        (سَ غَ یا سُ غِ) (اِ.) مرسومی که سابقاً سپاهیان از علوفه و ماهیانه خود به نویسندگان می‌دادند.

          سوفار

          (اِ.)
          ۱- سوراخ سوراخ شدن.
          ۲- بخش انتهایی تیر که در چلُه کمان گذاشته می‌شود.

            سوفسطایی

            (سُ فِ سْ) [ ع. ] (ص نسب.) از فرقه سوفسطایی به معنی استاد، دانشور، زبردست و خردمند. جماعتی که در قرن ۵ و ۶ میلادی از اهل نظر در یونان پیدا شدند که جستجوی کشف حقیقت را ضروری نمی‌دانستند و پیروان و شاگردان خود را در فن جدل و مناظره ماهر می‌ساختند و شیوه ایشان سفسطه نامیده شد.

              سوفلور

              (لُ) [ فر. ] (اِ. ص.) کسی که از پشت صحنه نمایش جمله و عبارت‌های نمایشنامه را به هنرپیشگان یادآوری کند.

                Scroll to Top