اِ. ص

وزیر

(وَ) [ ع. ] (اِ. ص.)
۱- هر یک از اعضای هیئت دولت.
۲- رئیس وزارتخانه.
۳- فرزین ؛ در بازی شطرنج مُهره بعد از شاه.

    واحد

    (حِ) [ ع. ]
    ۱- (اِ. ص.) یک، یکی.
    ۲- یگانه، یکتا.
    ۳- مجموعه افرادی که مأمور انجام عملیات مشترکی هستند.
    ۴- یک ساعت درس در هفته در یک نیم سال تحصیلی دوره دانشگاهی.

      نامزد

      (زَ) (اِ. ص.)
      ۱- دختر و پسری که برای زناشویی قرار گذاشته باشند.
      ۲- کاندید، شخصی که برای به عهده گرفتن مسئولیتی معرفی شده باشد.

        میل

        (مِ) [ ع. ] (اِ ص.)
        ۱- خمیدن.
        ۲- برگردیدن.
        ۳- رغبت، آرزو.

          مفرد

          (مُ رَ) [ ع. ] (اِ. ص.)
          ۱- تنها، یکه.
          ۲- ساده، مجرد.
          ۳- جدا، جداگانه.
          ۴- مستقل، علی حده.
          ۵- بنده، فرمانبردار.
          ۶- دلاور، یگانه.
          ۷- در دستور کلمه ایست که بر یکی دلالت کند، یکی. مق جمع. ج. مفردات.

            Scroll to Top