سیال
(سَ یّ) [ ع. ]
۱- (ص.) بسیار روان.
۲- روان، جاری.
(سَ لِ) (اِ.)
۱- خارخسک.
۲- خارخسک مانندی سه پهلو که از آهن میسازند و بر سر راه دشمن و اطراف قلعهها میریختند.
[ فر. ] (اِ.) نمک اسید سیانیدریک، سمی است خطرناک که برای ساختن مواد حشره کش و نیز در آبکاری برقی به کار میرود.
[ په. ]
۱- (ص.) آن چه به رنگ زغال است. متضاد سفید.
۲- تیره، تاریک.
۳- (اِ.) رنگ زغال.
۴- کسی که پوستش سیاه باشد، سیاه پوست.
۵- حبشی.
۶- شوم، بدیمن. ؛ ~بازار بازاری که در آن قیمت اشیا را بیش از قیمت اصلی و رسمی خرید و فروش کنند.
(اِمر.)
۱- گونهای نمایش سنتی که معمولاً در آن شخصی دارای غلامی سیاه – پوست و گیج و گول است که دست به کارهای خنده داری میزند.
۲- (کن.) عملیات از پیش طراحی شده برای فریب دیگری.
(پِ) (ص مر.)
۱- کنایه از: زنی که توجهی به تربیت کودک خود ندارد.
۲- زنی که هر کودک شیر او را بخورد بمیرد.
(اِمر.) هر یک از افراد یکی از چهار گروه بزرگ نژادهای انسانی، بومی قاره آفریقا که پوستی تیره، موهای مجعد و لبهای کلفت برآمده دارند.