(بَ) (ص مر.) نک سیم تن.
(~. شُ دَ) (مص م.) کنایه از: جوان شدن.
(ص فا.) پولدار.
(مُ) [ په. ] (اِمر.) مرغ افسانهای و موهوم.
(ص مر.) نقره گون، سفید فام.
(مَ یا مِ) (ص مر.) حیران، سرگشته.
[ معر. ] (اِ.) عِلم حروف، علم طلسم و جادو.
(ص نسب.) ۱- نقرهای. ۲- سفید، روشن. ۳- خوب، ظریف.
(نَ یا نِ) (ص نسب.) نک سیمین.
(اِ.) پانزدهمین حرف از الفبای فارسی، س.