شاشه

(ش) (اِ.)
۱- شاش، بول، گمیز.
۲- ترشح.

    شاشو

    (ص فا.)
    ۱- آن که عادت به شاشیدن در بستر یا شلوار خود دارد.
    ۲- (کن.) تنبل، ترسو.

      شاطر

      (طِ) [ ع. ] (ص. اِ.)
      ۱- زیرک، باهوش.
      ۲- چابک.
      ۳- در فارسی کسی که در نانوایی نان به تنور زند.

        شاعر

        (عِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- داننده.
        ۲- کسی که شعر می‌گوید، دارای شعور.

          شاعرانه

          (عِ نِ)[ ع – فا. ]
          ۱- (ق.) همانند شاعر.
          ۲- (ص.) مربوط به شاعران.
          ۳- عاشق، رمانتیک.

            شاغل

            (غِ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- به کار وادارنده.
            ۲- دارنده پیشه و کار.

              شاغول

              (اِ.) ابزاری در بنایی برای تراز کردن دیوار و آن قطعه فلزی مخروطی شکل است که به انتهای ریسمان بنایی بسته می‌شود.

                Scroll to Top