شاگرد

(گِ) (اِ.) کسی که نزد دیگری علم و ادب یا هنر آموزد.

    شال

    (اِ.) نوعی پارچه ساده یا گلدار که از پشم یا کرک بافند.

      شالنگ

      (لَ) (اِ.) گلیمی که زیر دیگر فرش‌ها می‌اندازند.

        شالنگی

        (لَ) (ص نسب. اِمر.) موتاب، ریسمان – تاب، کسی که ریسمان جهت خیمه و مانند آن تابد.

          شالهنگ

          (هَ)
          ۱- (اِ.) گرو، گروگان، رهن.
          ۲- (ص.) سرکش، عاصی.

            شالی

            [ سنس. ] (اِ.) برنجی که هنوز پوستش کنده نشده.

              Scroll to Top