شام

[ په. ] (اِ.)
۱- آغاز شب، سرشب.
۲- غذایی که در شب خورند.

    شاماخ

    (اِ.) = شاماک:
    ۱- سینه بند، پستان بند.
    ۲- نوعی غله که دانه‌های بسیار کوچک دارد.

      شاماک

      (اِ.) = شاماخ:
      ۱- جامه کوچکی که مردم در وقت کار کردن پوشند.
      ۲- سینه بند زنان، پیش بند.

        شاماکچه

        (چَ یا چِ) (اِمصغ.) = شاماخچه: سینه بند زنان، لبچه، صدره، درلک.

          شامپانی

          [ فر. ] (اِ.) نوعی شراب سفید کف دار گران بها که آن را اصلاً در «شامپانی» فرانسه از بهترین اقسام انگور تهیه کنند.

            شامپو

            [ فر. ] (اِ.) نوعی مایع شست و شو دهنده.

              شامگاه

              (اِمر.)
              ۱- هنگام شب، سرشب.
              ۲- مراسم دعای غروب در سربازخانه‌ها.

                شامل

                (مِ) [ ع. ] (اِفا.)
                ۱- فراگیرنده.
                ۲- حاوی، در بردارنده.

                  Scroll to Top