شامه

(مَ یا مِ)(اِ.)
۱- روسری، دستمال.
۲- پرده نازکی که روی برخی اعضای داخلی بدن مانند کلیه، شش و… قرار دارد.

    شامه

    (مِّ) [ ع. شامه ] (اِ.) یکی از حواس پنجگانه که بوی‌ها را درک می‌کند.

      شامورتی

      [ ارمن. ] (اِ.)
      ۱- جعبه مخصوص شعبده بازان و معرکه گیران.
      ۲- (کن.) حقه بازی.

        شامی

        (اِ.) نوعی کباب مرکب از گوشت کوبیده و آرد نخودچی که در روغن سرخ کنند.

          شان

          ۱ – (اِ.) خانه زنبور عسل.
          ۲- (ضم.) ضمیر متصل در دو حالت مفعولی «گفتشان»، اضافی «قلمشان».

            شانتاژ

            [ فر. ] (اِ.) هوچیگری، تلاش برای شکست رقیب از راه سفسطه، تهدید به افشاگری، تهییج و تحریک شنوندگان و جلوگیری از مطرح شدن یا اثر گذاشتن سخنان رقیب.

              شاندن

              (دَ) (مص م.)
              ۱- شانه کردن.
              ۲- به هوا دادن خوشه‌های خرمن شده، برای جدا کردن دانه از کاه.

                شانزده

                (دَ) (اِمر.) عدد اصلی پس از پانزده و پیش از هفده، شش بعلاوه ده.

                  شانس

                  [ فر. ] (اِ.)
                  ۱- بخت، اقبال.
                  ۲- فرصت.

                    شانسی

                    [ فر – فا. ] (ق مر.) از روی تصادف، برحسب تصادف.

                      Scroll to Top