شایسته
(یِ تِ) (ص.)
۱- سزاوار.
۲- محترم.
[ په. ] (ص مر.)
۱- سزاوار.
۲- درخور شاه.
۳- هر چیز خوب و گران بها.
۴- فراخ.
۵- خزانه.
۶- گنج شاهانه.
۷- از عیوب قافیهاست و آن تکرار علامت جمع باشد در قافیه. شایورد (یْ وَ) (اِمر.)
۱- هاله، خرمن ماه.
۲- پردهای است از موسیقی.
(شَ) [ په. ] (اِ.) زمانِ بین غروب خورشید تا سپیده دم. ؛ ~ قدر شبی در ماه مبارک رمضان که در آن قرآن بر پیامبر (ص) نازل شد. تاریخ دقیق آن معلوم نیست لذا شبهای هفدهم، نوزدهم، بیست ویکم، بیست و سوم و بیست و هفتم را شب قدر دانستهاند، لیله القدر. ؛ ~ برات شب پانزدهم شعبان، شب قدر. ؛ ~ شعر مراسم شبانه که در آن تعدادی شاعر شعرهای خود را برای حاضران میخوانند.
(شَ) (اِمر.) = شباویز: مرغ حق، پرندهای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان میشود و میخواند.