شبل

(ش) [ ع. ] (اِ.) شیر بچه‌ای که شکار کند؛ بچه شیر؛ ج. شبال.

    شبنم

    (شَ نَ) (اِمر.) قطره‌ای شبیه دانه باران که شب روی برگ گل و گیاه می‌نشیند. بشم، بژم، بشک، اپشک، افشک، افشنگ و ژاله نیز گفته‌اند.

      شبه

      (شَ بَ یا بِ) [ معر. ] (اِ.) نوعی سنگ و آن گونه‌ای لینیت است که در نتیجه تراکم ذرات کربن و تغییرات شیمیایی نسبتاً سخت شده و رنگ سیاه براقی دارد و در جواهر – سازی مصرف می‌شود.

        شبه

        (ش) [ ع. ] (اِ.) مثل، مانند. ج. اشباه.

          Scroll to Top